کیان اندیشه

روزگاری پادشاهان اندیشه ایرانیان بوده اند و امیدوارم بزودی...

سلام

فروشندگی بجهت عملکرد معمول و سنتی اکثر فروشنده ها، خیلی شغل خوش سیمایی نیست . همه ما دچار فروشندگانی شده ایم که بعد ها متوجه شده ایم که چه بلایی به سر جیبمان آمده است اما همه این خاطرات تلخ و گزنده، جامعه ما را از این شغل کلیدی بی نیاز نمیکند .

 نکته مهم در شغل فروش و فروشندگی اینست که متاسفانه تعدادزیادی از کسانی که این کار را جهت  امرار معاش و کسب روزی خود برگزیده اند، از قواعد درست و اصولی آن اطلاع ندارند و حتی بدون مطالعه و تحقیق آثار بزرگان دنیا در این حوزه و صرفا بجهت گذران سالیانی چند در شغل فروشندگی دچار دام تجربه خود شده اند و خود را بی نیاز از دانش پیچیده و چند بعدی فروش میدانند .

بعنوان یک نمونه فروشنده ای که صداقت و خدمت به مشتری را اولین اولویت شغلی خود نداند، سود ودر آمدی پایدار و دائمی را تجربه نخواهد کرد . اشتباه نکنید این اصول را از متون کتابهای دینی و اخلاقی نقل نکرده ام بلکه باعث شگفتی خیلی از دوستان من واحتمالا شما میشود که بدانید این اصول اخلاقی ، پیشنهاد جدی بزرگان تجارت دنیاست .

اما تجربه داران محضِ دنیای فروش اینها را اخلاقیات غیر قابل اجرا میدانند و راه خود را ادامه میدهند . همان کلید واژه آشنا به گوش همه ما . دلالان و ...

فروش یا فروشندگی علی رغم بدنامی که دارد، فرآیندی است که اکثر ما در تعاملات خود با دیگران از آن استفاده ای نا آگاهانه میکنیم و یادگیری کمی از جزئیات آن، روند موفقیت و رشد ما را دو چندان میکند .دلیلم چیست ؟

مثلا من یک دوره آموزشی دارم و میخواهم شما را متقاعد کنم که به ازای مقداری پول، شما دوره ی من را بخرید ونه محصول رقیب را .

حالا فرض کنید که شما ماهی زینتی دارید و من به ازای فروش دوره ام، میخواهم از شما یک آکواریوم بگیرم .پولی تبادل نمیشود اما من باید بتوانم شما را متقاعد کنم که محتوای من بدرد شما میخورد تا شما هم راضی شوید که سرمایه خود را به من بدهید .

در همه بده و بستان ها همیشه چیزی از جنس متقاعد کردن وجود دارد، پای پول وسط باشد یا نباشد .

مثالی غیر متعارف مطرح میکنم . معلم باید دانش آموز را متقاعد کند که دانشش برای او مفید است تا دانش آموز وقتش و حواسش را به او بدهد . چرخه این مثال برای معلم مدرسه کمی پیچیده تر اما برای معلم خصوصی کمی واضح تر است .

مادر باید فرزند خود را متقاعد کند تا حرفش را گوش دهد، یا به عبارت بهتر باید بتواند نظر خود را به فرزند خود بفروشد، به ازای محبت هایی که قبلا خرج فرزند خود کرده است .بین مادر و فرزند هم رابطه ای از جنس تبادل وجود دارد که فرزند حاضر است نظر اورا بخرد اما همان فرزند نظر من غریبه  را نمیخرد چون من را نمیشناسد و قبلا موجودی حساب عاطفی با او نداشته ام . مفهومی که استفان کاوی در کتاب بینظیر هفت عادت مردمان مؤثر به زیبایی و تفصیل بیان میکند . پس مهارت های فروش را میتوان در همه روابط اجتماعی تعمیم داد و از نتایج آن بهره برد .

.

فروش و فروشندگی یا چیزهایی از جنس متقاعد کردن هم مانند همه مشاغل، اصول و قواعد خودش را دارد که فقط با رعایت آنها و مهارت در انجام این اصول میتوان به جایگاه قابل قبولی رسید .

جوانی که سرمایه عمر گرانبهای عمر خود را در تحصیل دانش و یا دانشهایی صرف کرده، حتما باید بتواند با قدرت و شایستگی آنرا عرضه کند و بتواند در مورد توانمند بودن خود کارفرما را متقاعد کند . جوانی که فقط سر در کتاب کرده و بلد نیس چند کلمه حرف بزند، مطمئناٌ رقابت را به دیگری که فقط قدرت ارائه قویتری دارد میبازد.

تولید کننده ای ( اعم از تولید دانش ،محصول ویا خدمات ) که تمام هم و غم خود را صرف جمع آوری تخصص ، مهارت و کیفیت محصول خود کرده و در فروش و مذاکره قدرت ندارد، باید ثمره خون دل خود را تقدیم دلالان و واسطه ها کند .

 

 

تعامل ، متقاعد سازی و یا همان فروش خودمان، آنچنان دانش پیچیده و دست نیافتنی نیست که بخاطر خلاء آن در لیست توانمندیهای خود در رقابت ها همیشه بازنده باشید و یا بعضی وقتها به شانس متکی باشید .

بلطف دنیای دیجیتال فرصتهای آموزشی بسیار زیاد و کم هزینه شده اند و انصافا استادان قدرتمندی هم در این حوزه مشغول خدمت هستند . اگر نگارنده منشاء کمکی باشد باعث افتخار است و اگر نه آدرس چند سایت قدرتمند در قسمت پیشنهادهای من موجود میباشد .

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

تمرکز نداریم

تیترهای جذاب ولی پوچ

اینجا ایران است !

از چه کسی باید بپرسیم؟

مسئولیت گریزی

یک تو رگی شرافتمندانه !

کتاب هم بی تقصیر نیست

قواعدی جاهلانه

کانال خاص برای یادگیری

انتخابهای غیر حرفه ای

خیلی داره خوش میگذره

فقط بخاطر تو

فراموشی یا قناعت

فوت کوزه گری

وعده بهشت!

عالم تنهایی ممنوع

از فردا...

رقیبی فرومایه بر کتاب

درد دارد، دردی مبارک

کتاب حال نمیده

فخر فروشی بعضی ها

تحصیلات عالی متعالی، اما ...

کتاب خیلی گران است

ما را به مطالعه کتاب نیازی نیست

یک بهانه ی فوق فراگیر

واقعا مقصر نیستیم، البته تا قبل از دیدن این قسمت

یک بیماری مزمن و خطر ناک

طعنه کافیست، البته لطفا

مجموعه چرا کتاب نمیخوانیم؟

میشه شما کتاب نخونی ؟

پیامی محرمانه برای مهران مدیری

پیامی برای پدر بزرگ و مادر بزرگ ها

گزینه های دردسترس

یک جمله ی فوق جادویی در ایران

پله به پله

بارباباپا عوض میشه !

سنگ های بزرگ

دستت رو میشوری ؟

سهم من و تو

تصویر سازی عجیب و ترسناک

قصه گویی بچه ها

پیشنهاد میکنم شما کتاب نخون

دورهمی با طعم کتاب

شیرینی پزون

تشویق کوچولو

برنامه ریزی درست و درمان

مجموعه چگونه عاشق کتاب شویم ؟

قصه یک شب تلخ، خیلی تلخ

نصیحت نکن لطفا، قصه بگو

یک گپ محرمانه و تنهایی

فروش که کاری نداره !

باورهای مهلک دنیای فروش

چک لیستی برای فروشنده حرفه ای

فروشنده گرامی، لطفا گران بفروشید!!

چگونه نه مشتری را دور بزنیم ؟

غربال در فروش چیست ؟

یک بهانه خیلی متداول و البته بهانه

کاربردهای اصل پارتو در فروش

آموزش لبخند برای فروشنده گی !

استخدام فروشندگان خطرناک

یک تمرین فوق حیاتی برای فروشنده گی

تله ای به نام نه برای فروشنده گی!

چه کسی فروشنده است؟

پول خیلی چرک کف دست است ؟

خوب یا عالی، مسئله اینست

بازنده ها چی میگن ؟ شما نگی ؟

جادوگری در سرزمین متقاعد سازی

راه پله های رؤیایی

چرا انگیزش ؟

یک قصه ی حال گیر و انگیزشی!

آموزشهای فوق حرفه ای فقط در...

دو سوت تا بهشت

آی میپیچونن

پدر جد مشکلات یادگیری!

آموزش، مجرد نیست ؟! زوجه اش کیست ؟

آموزش کوچر میخواهد!

واقعا چرا آیا ؟

کل میزنیم!

مهلک ترین آفت یادگیری

چرا آموزشها کم تاثیر هستند ؟

X