کیان اندیشه

روزگاری پادشاهان اندیشه ایرانیان بوده اند و امیدوارم بزودی...

سلام

مشکل ما قبل از تولد فرزند اولم علی محمد شروع شد . همسرم درگیر بیماری های زمان بارداری شد و تجویز پزشک همسرم این بود : استراحت مطلق .

فرزند اول خانواده و همچنین بزرگترین نوه بودنم، من را در تیتر خبرهای فامیل داده بود و همه اقوام و آشنایان پیگیر وضعیت سلامتی خانمم بودند .

مشکلاتمان با تولد علی محمدم نه تنها حل نشد بلکه بیشتر هم شد . مشکل بیماری و ضعف همسرم بعلاوه مراقبت و نگهداری از یک نوزاد زردی گرفته . زندگی برام واقعا طاقت فرسا شده بود و تمام تمرکز شغلی خود را از دست داده بودم و مدام مجبور به جواب دادن به سؤالات و پیگیری های اطرافیانم بودم .

حدس میزنید چالش من چه بود ؟ بیماری همسرم ؟ زردی گرفتن علی محمد ؟  شیر نخوردن او و یا؟

اینها همگی سخت بودند امّا مطلبی که دمار از روزگار دو جوان تازه فرزند دار شده در آورده بود چیزی بود بنام محب و دلسوزی .

همه اطرافیان به من و همسرم لطف داشتند و به همین جهت تمام هم و غمّ خود را جهت راهنمایی دلسوزانه حقیر و خانمم بکار میبردند . حقیقتا ً نیت آنها اظهار محبت بود امّا نمود این محبت ها در زندگی من شده بود بحران .

از اظهار نظر متعصبانه و پرخاشگرانه در مورد پزشک معالج همسرم تا پیشنهادهای رنگ و وارنگ پزشکان نوین ویا سنتی برای نوزادم . از خوردنی ها و نخوردنی ها تا پوشیدنی ها و نپوشیدنی ها و محوری ترین چالش ما این بود که مثلا اگر دختر عمه ی پسر خاله ام دکترکیانی نژاد را برای علی محمد پیشنهاد میکرد اولا بقیه پزشکان را بشدت تکفیر میکرد و در ثانی خودش نوبت آن پزشک را میگرفت و خودش هم میامد تا بچه و مادرش را ببرد و دارو هم بخرد و بخوراند و ... و اگر دختر عمه خانمم متوجه میشد با پرخاشگری  اظهار میکرد ( با عرض معذرت )دکتر کیانی نژاد!؟ خودِ گاوه !!! چرا بچه رو بردین پیشش ؟

کلافه شده بودیم و راه چاره میطلبیدیم تا اینکه چراغی در مغز ناقصمان روشن شد .در همه مواقع برخورد تدافعی میکردیم ولی بعد مجبور بودیم بعد از ساعتها مشاجره کوتاه بیاییم .

 راه حل ما این بود :

بهترین دکتر شهرمان را انتخاب و فقط به حرف او عمل میکردیم ولی :

 

والبته بعد کار خودمان را میکردیم . عمل به حرف متخصص خودمان .

 

نوزادمون سردیش شده بهش چایی نبات بدیم ؟ باشه چشم امشب بهش میدیم .

بعد هم اگه پیگیر میشدن میگفتیم بله دادیم و خوب شد ممنون از راهنماییتون ! بچه مون داشت تلف میشد !!!   ممنون !!

بچه مون سرما خورده، پهلوشو ببندین ؟ باشه چشم امشب میبندیم .

کتش در رفته : واقعاً ؟ چرا ما متوجه نشدیم ؟ خب پیش کی ببریمش ؟ باشه چشم امشب ...

خانمم کم کم راه بره خوب میشه ؟ چشم از امشب کمی راه میریم .

به نوزادِ دو ماهه اسفند بدیم بخوره !؟    بچشم همین امشب ...

نه ! بخوابه و استراحت مطلقش رو ادامه بده ؟  بچشم . از همین لحظه ...

 

راه حل جادویی بود فقط اوایل استفاده از این راه حل کمی مشکل داشتیم !

خنده مان میگرفت ولی بعد مثل بازیگران تئاتر ماهر شدیم و حرفه ای .

بعد ها هم این تجربه را به شغلم هم تعمیم دادم و راحت شدم :

بعد از ماهها تحقیق در مورد یک پروژه تصمیم میگرفتیم که شیر شماره 12 را عوض کنیم . راننده جرثقیل که در عمر کاری اش فقط با شش عدد اهرم هیدرولیک کار کرده بود نظر میداد : نه باید فشار شکن خط رو عوض کنین و ما اگر میگفتیم که پدر جان به این دلایل نمیشود، آنوقت باید با یک راننده میانسال جرثقیل ساعتها بحث کنیم و دست آخر هم اگر حرفش به کرسی نمی نشست دلخور میشد . خب راه حل جادویی را بکار میبردیم و میگفتیم :

ظرف 10 ثانیه مشکل بکلی حل میشد ! بدون قهر و دلخوری و متلک های بعدی !

یا دوستانم بمن لطف داشتند، مرتب جدا جدا بمن پیشنهاد شراکت میدادند و من ساده شروع میکردم به ارائه دلایل منطقی که این کار شدنی نیست و ازطرف آنها به دفاع جانانه که نه میشه ...

به هرکس که میگفت میایی با هم شراکتی یه کارگاه بزنیم، میگفتم باشه خیلی عالیه . ازکی ؟ و ... دیگر هیچ صحبتی از آنها نمیشنیدم !

یا خانمم بعد از ماهها مشورت با صاحبان تجربه، اگر مدلی برای لباسش انتخاب میکرد و بعد یک کم اطلاع از خیاطی بعد از دیدن آن لباس میگفت کاش یقه اش رو هفت میدوختی . خانمم میگفت بله حق با شماست و زیر لب لبخند ملیحی با هم تبادل میکردیم .

و مگر نه اینست که آدم کم سواد مجبور است جهت جبران ذهنی این نقیصه ی خود با اظهار نظر های سطحی در همه زمینه ها اظهار فضل کند . خب بهترین روش مواجه شدن با این پدیده ها، فراهم ساختن فضای دیده شدن آنهاست . چیزی که سخت به آن محتاجند

 

لطفا با هر کسی بحث نکنید، لبخندی بزنید و بگویید چشم . حق با شماست ...

و بعد کار خود را ادامه بدهید

 

اگر این نکته را تجربه کردید و لبخندی به لبتان نشست،  ثواب آن باشد هدیه به پدر بزرگ و مادر بزرگ مرحوم و عزیزم .

و اگر تجربه مشابهی دارید لطفا برایم بنویسید .

 

 

 

 

نظرات  (۱)

۰۴ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۴۷ سعید وکیلی
سلام
خیلی سخته چون معمولا پیگیری میکنند ، میگند انجام دادی !؟
مثلا میگن رفتی پیش اون دکتر که بهت گفتم !؟
البته خیلی وقت ها هم مشکل از خودمونه که نمیریم پیش بهترین متخصص شهرمون و خودمون به درستی کارمون شک داریم .
هماهنگی با همسر هم خیلی مهمه و نیاز به تمرین زیاد داره ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

تمرکز نداریم

تیترهای جذاب ولی پوچ

اینجا ایران است !

از چه کسی باید بپرسیم؟

مسئولیت گریزی

یک تو رگی شرافتمندانه !

کتاب هم بی تقصیر نیست

قواعدی جاهلانه

کانال خاص برای یادگیری

انتخابهای غیر حرفه ای

خیلی داره خوش میگذره

فقط بخاطر تو

فراموشی یا قناعت

فوت کوزه گری

وعده بهشت!

عالم تنهایی ممنوع

از فردا...

رقیبی فرومایه بر کتاب

درد دارد، دردی مبارک

کتاب حال نمیده

فخر فروشی بعضی ها

تحصیلات عالی متعالی، اما ...

کتاب خیلی گران است

ما را به مطالعه کتاب نیازی نیست

یک بهانه ی فوق فراگیر

واقعا مقصر نیستیم، البته تا قبل از دیدن این قسمت

یک بیماری مزمن و خطر ناک

طعنه کافیست، البته لطفا

مجموعه چرا کتاب نمیخوانیم؟

میشه شما کتاب نخونی ؟

پیامی محرمانه برای مهران مدیری

پیامی برای پدر بزرگ و مادر بزرگ ها

گزینه های دردسترس

یک جمله ی فوق جادویی در ایران

پله به پله

بارباباپا عوض میشه !

سنگ های بزرگ

دستت رو میشوری ؟

سهم من و تو

تصویر سازی عجیب و ترسناک

قصه گویی بچه ها

پیشنهاد میکنم شما کتاب نخون

دورهمی با طعم کتاب

شیرینی پزون

تشویق کوچولو

برنامه ریزی درست و درمان

مجموعه چگونه عاشق کتاب شویم ؟

قصه یک شب تلخ، خیلی تلخ

نصیحت نکن لطفا، قصه بگو

یک گپ محرمانه و تنهایی

فروش که کاری نداره !

باورهای مهلک دنیای فروش

چک لیستی برای فروشنده حرفه ای

فروشنده گرامی، لطفا گران بفروشید!!

چگونه نه مشتری را دور بزنیم ؟

غربال در فروش چیست ؟

یک بهانه خیلی متداول و البته بهانه

کاربردهای اصل پارتو در فروش

آموزش لبخند برای فروشنده گی !

استخدام فروشندگان خطرناک

یک تمرین فوق حیاتی برای فروشنده گی

تله ای به نام نه برای فروشنده گی!

چه کسی فروشنده است؟

پول خیلی چرک کف دست است ؟

خوب یا عالی، مسئله اینست

بازنده ها چی میگن ؟ شما نگی ؟

جادوگری در سرزمین متقاعد سازی

راه پله های رؤیایی

چرا انگیزش ؟

یک قصه ی حال گیر و انگیزشی!

آموزشهای فوق حرفه ای فقط در...

دو سوت تا بهشت

آی میپیچونن

پدر جد مشکلات یادگیری!

آموزش، مجرد نیست ؟! زوجه اش کیست ؟

آموزش کوچر میخواهد!

واقعا چرا آیا ؟

کل میزنیم!

مهلک ترین آفت یادگیری

چرا آموزشها کم تاثیر هستند ؟

X